ندای استان:در این میان انچه که افزایش نرخ کرایه تاکسی برای اقشار ضعیف را مبدل به تراژدی می کند، رها کردن همه چیز به امان خداست.
به گزارش ندای استان،افزایش نرخ کرایه تاکسی مشکلی تازه در بوشهر بعد از گران شدن بنزین! حدود یک هفته است که از افزایش یک شبه و بدون زمینه سازی قیمت بنزین میگذرد؛ افزایشی که شوک شدیدی به مردم وارد کرد تا مردم هم در جبران آن به قدر توان و البته وجدان خود دست به تحصن و اعتراضهای مختلفی زدند، از توقف و خاموش کردن ماشین خود در خیابانهای اصلی شهر و انواع تظاهرات گرفته تا خرد کردن شیشههای بانک و تخریب عابربانکها و به یغما بردن پولهای آن و سنگ پراکنی به پلیس و… و البته که به سرعت نیز به خشونت گرایید و هزینههای سرسام آور جانی و مالی برای کشور به بار آورد.
اعتراضاتی که در عوض آن دولت خاموش نماند و با اقدامی خسارت بار دست به قطع سراسری اینترنت در سراسر کشور زد و بیش از پیش کار و بار زندگی مردم دچار سکون و ضرر و زیان شد. تبعات به معنای غم انگیز کلمه، یک شبۀ گران کردن بنزین با همل رفتارهای دستوری ختم به خیر نمیشود و هر روز بیشتر در سفره و معیشت مردم تنگنا میسازد.
یکی از تبعات مستقیم گران شدن بنزین، بالا رفتن نرخ کرایه تاکسی است. به همین دلیل به میان مردم شهر رفتیم تا چند روز پس از خاتمۀ اعتراضات و ادعای کنترل قیمت ها، قلم به دست شهروندان سواره و پیادۀ شهر بوشهر بدهیم تا خود از افزایش نرخ کرایه تاکسی بگویند و بنویسند.
مسافران؛ به ستوه آمده از نا به سامانی نرخ کرایه ها
مسافر اول: من دانشجو هستم و بین بوشهر و عالیشهر در رفت و آمدم؛ اصلاً برایم مقرون به صرفه نیست که با تاکسی ایاب و ذهاب کنم و تنها گزینۀ پیش روی من سرویسهای خط واحد است. قبلاً از عالیشهر تا بوشهر تاکسیها در حدود ۳، ۴ هزار تومان از مردم میگرفتند ولی حالا ۱۰ هزار تومان میگیرند. عالیشهر که تاکسی شهری ندارد و مجبور هستی با عبوریها رفت و آمد کنی؛ خود بوشهر هم چندان تاکسی شهری ندارد و فکر کنم در حدود ۵۰ تا باشند. افزایش قیمت هم داشته اند، هر کس هر چقدر که دلش بخواهد روی نرخهای کرایه میکشد.
مسافر دوم: من شاگرد ساندویجی هستم. هر روز از محل زندگی ام که سرتل است تا محل کارم که پارک تلویزیون است، در رفت وآمدم. قبلاً این مسیر را با تاکسی ۴، ۵ هزار تومان میگذراندم؛ ولی حالا از من ۱۰ تومان میگیرند. وقتی که خیلی عجله داشته باشم مجبورم دربست بگیرم و تا ۱۶ تومان هم برای سوار شدن، پیاده شوم. من ماهیانه ۱٫۲۰۰ حقوق میگیرم، حال شما محاسبه کنید مجبورم ماهیانه چه اندازه از حقوقم را به علت افزایش قیمت بنزین در جیب دیگری بگذارم. الان که به صورت معمول مجبورم دیگر با اتوبوس رفت و آمد کنم اما وقتی عجله دارم مجبورم به هر نرخی که رانندگان تاکسی میگویند، گردن بدهم.
مسافر سوم با همراهانش: نرخ کرایهها افزایش قیمت داشته؛ قبلاً ما از تنگک یک تا مرکز شهر ۳ تومان پرداخت میکردیم، ولی الان تاکسیها کمتر از ۴ نمیآورند. هم نرخ کرایه تاکسی شهری گران شده و هم عبوری ها. تاکسی تلفنی هم قبلا این مسیر را ۸ هزار تومان مسافر میآورد، اما الان ۱۵ هزار تومان شده است. یا تغیر نرخی دیگر مثلا قبلا از جمعه بازار تا تنگک یک ۵/۴ میگرفتند که اکنون شده ۶ هزار تومان. تاکسیهای زرد هم که هر مسیری را هزار تومان گرانتر کردند.
مسافر چهارم: قبلاً عبوریها از بهمنی تا شهر ۳ هزار تومان میگرفتند، ولی حالا ۶،۷ تومان میگیرند؛ هر چند که به نظر من تاکسیهای شهر از عبوریها هم گرانتر شده اند. من تا به حال از اتوبوس استفاده نمیکردم ولی حالا مجبورم؛ این هفته اولین بار است که از خط واحد استفاده میکنم.
مسافر پنجم: ۱۰۰ درصد که نرخها افزایش پیدا کرده است. من قبلا از امامزاده تا برج ۲ تومان میدادم اکنون شده ۳ تومان. عبوریها که اصلا نرخ کرایه دست خودشان است گران کرده اند ۴ تومان هم میگیرند؛ تاکسیهای زرد هم در این بین انگار از این مسابقه کی نرخ او گرانتر است نمیخواهند عقب بیفتند و تقلید میکنند. سر این گرانی خب نمیشود با راننده بحث کرد چون تنها بنزین نیست که گران شده، بنزین در کنار خودش دیگر ماحیتاج را هم گران میکنند و آنها هم زندگی و خرج دارند و نمیشود بحث کرد. خود من سوپر مارکت دارم و کسبه هستم تا قبل از گرانی بنزین وانت بار از عالیشهر برای من با ۳۰ هزار تومان بار میآورد، ولی حالا کمتر از ۵۵ کاری برای من نمیکند.
مسافر ششم: درسته، تاکسیها افزایش قیمت داشته اند. من قبلا از چغادک تا بوشهر ۱۰ هزار تومان میپرداختم ولی الان نرخ بین ۲۰ تا ۲۵ هزار تومان شده. با رانندگان بحث هم میکنم ولی آنها هم مجبور هستند که پول بنزینشان را از این طریق جبران کنند. هم عبوریها هم آژانس هم تاکسیهای شهر گران کرده اند.
مسافر هفتم: من در یک مغازه شاگردی میکنم و حقوق یک و دویست میگیرم. از عالیشهر برای کار میآیم بوشهر. مجبورم برای اینکه سر موقع به سر کارم برسم با تاکسی بیایم بوشهر. نمیتوانم منتظر اتوبوس بمانم چون اتوبوس عالیشهر ساعت مشخصی ندارد و حتی بوده که یک ساعت، چهل دقیقه در ایستگاه منتظر بمانم و اتوبوس نیامده و به همین دلیل از همان ابتدا به تاکسی متوسل میشوم. تاکسی هم قبلا ۳ تومان میگرفت ولی الان از ۵ تومان میگیرند تا ۱۰ تومان.
مسافر هشتم: افزایش قیمت را میشود حس کرد. مثلا تا همین یک هفته پیش از میدان امام تا برج ۲ تومان میگرفتند؛ ولی الان تا ۵ تومان هم میگیرند، به هر حال نرخ دست خودشان است دیگر. درست است که بنزین گران شده و خب قائدتا کرایۀ تاکسیها هم گران میشود ولی دیگر نه تا این حد؛ مخصوصا عبوریها دیگر خیلی بیشتر گران کرده اند.
مسافر نهم با همراهانش: ما از رودفاریاب تا برازجان قبلا ۱۰ تومان میدادیم، الان نفری۲۵ از ما میخواهند. قیمتها چه عبوری چه تاکسی زردها چه آژانس کلا گران شده است. برازجان تا بوشهر تاکسیهای خطی قبلا بین ۵تا ۷ تومان بود ولی الان شده ۱۵ تومان.
صحبت یک کارگر شهرداری: من هر روز صبح از برازجان میآیم بوشهر. مجبورم برای آمدن به سر کارم این مسیر را هر روز بیایم. یک نفر آشنا من را میآورد بوشهر و روی همین آشنایی هم از من ۸ تومان میگیرد وگرنه باید مثل بقیه ۱۵ بدهم. حساب کرده ام ماهیانه مجبورم ۵۰۰ هزار تومان بدهم فقط برای این ایاب و ذهاب. تازه راننده ای که من را میآورد و میبرد آشنا هست وگرنه بعد از گرانی بنزین اوضاع برایم بسیار سختتر و گرانتر میشد.
در این بین رانندگان چه میگویند؟
در همان ابتدا که فهمیدند چه کسی هستم و موضوع صحبتم با آنان بر سر افزایش نرخ کرایه تاکسی است یکی با خنده گفت خانم اگر میکروفون هم میآوردی قضیه جالبتر میشد.
قدیمی ترینشان نامش آقای رنجبر بود با سابقۀ ۲۲ سال تردد در مسیرهای بوشهر تا دیگر شهر ها. به قول خودش از وقتی که کرایهها ۴۰۰ تا تک تومانی بود مسئولیت تردد مسافران این مسیر را به عهده گرفت تا الان که بهای بنزین و کرایه به قدری شده که سر و کلۀ ما به اجبار گرانی روزگار به هم خورده است.
به گفتۀ وی کرایۀ برازجان همین چند روز پیش ۵/۸ بود ولی پس از سونامی بنزین، آنها قیمت را روی ۱۵ تومان تنظیم کردند. تعجب نکنید ولی وقتی یک شبه قیمت از لیتری ۱۰۰۰ میشود ۳۰۰۰ دیگر جز سکوتی غم انگیز چیزی نصیب دهان پرشکوه مان نمیشود.
خودش میگوید: ما هم زندگی داریم؛ سرپرست یک خانواده هستیم، میخواهیم کالا بخریم. گوجه قبلا ۲۵۰۰ تومان بود اما الان شده بین ۱۰ تا ۱۲ هزار تومان. قیمت همین در خورموج که ۱۴ تومان هست. سیب زمینی ۵/۲ بوده حالا شده ۵/۴٫ البته مسافرها هم خیلی سر قیمتها با ما بحث میکنند و ناراضی هستند. ما هم مجبوریم با آنها به قدری کنار بیاییم. همه مان از یک قشری هستیم. البته همۀ این افزایش قیمت دلیل بنزینی ندارد. دیگر مطلقات ماشین هم مثل لاستیک و دیگر چیزها هم گران میشود.
صحبت جمعی دیگر از رانندگان: برازجان تا بوشهر قبلا ۸ تومان بود ولی ما منصفانه برخورد میکنیم نهایتش از مردم ۱۰ تومان میگیریم. از بوشهر تا برازجان بین ۶تا۷ لیتر بنزین مصرف میشود که ضرب در ۳ میشود تقریبا ۲۱ هزار تومان. یعنی تو باید ۲ مسافری که راضی هم بشوند ۱۰ تومان بدهند که فقط پول بنزینت در بیاید.
یکی از آنها میگوید: نرخی که من در تردد شهری اضافه کرده ام هر مسیر فقط ۵۰۰ تومان است ولی بقیه بالای ۱۰۰۰ زیاد کرده اند. اکثر تاکسی زردها دوگانه سوز هستند که ماهیانه ۲۰۰ لیتر هم سهمیه بنزین هم دارند. تاکسیهای شخصی دوگانه سوز ۶۰ لیتر سهمیه دارند؛ و آنهایی که فقط بنزین مصرف میکنند ۳۰ لیتر ۱۵۰۰ سهمیه دارند.
هیچ نظارتی وجود ندارد
متن پر از اعداد و ارقامی ست که هر قدر بزرگتر میشوند غم و اندود بیشتری به دل و جیبها واریز میکنند. چه آنکه میدهد چه آنکه میگیرد. نکتۀ بس غم انگیز روزگارمان این است که قوانین زندگیمان را کسانی برایمان تعیین میکنند که خود هرگز در فضایی که لازم باشد به این قوانین تن بدهند زندگی نمیکنند و مثالش چون این است که ساکنان قمر ماه برای ساکنان سیارۀ زمین قوانین و سیاست زندگی تعیین کنند؛ هر کدام از دنیایی دیگر و در فضایی دیگر.
و در این میان انچه که افزایش نرخ کرایه تاکسی برای اقشار ضعیف را مبدل به تراژدی می کند، رها کردن همه چیز به امان خداست. بنا به مدعای مقامات عالی رتبۀ کشوری و لشکری بناست بر نرخ همه چیز نظارت شود تا کسی به بهانۀ بنزین نرخها را افزایش ندهد؛ اینک مردم شهر بوشهر از افزایش بیرویۀ نرخها در بسیاری از خطوط درون و برون شهری میگویند که گویا در سراسر استان نیز رایج شده است. زمان سنجش صحت این عزم فرا رسیده: مسئولان از نظارت بر نرخ کرایهها آغاز کنند.
منبع:سیراف خبر









