خبر استان: مردم شهرستان دشتی نیز همچون سایر نقاط کشور، در ایام ماه مبارک رمضان دارای آداب و رسومی هستند که به مرور زمان در حال فراموشی است.
به گزارش خبر استان، ماه رمضان در بین مسلمانان سراسر جهان از ارش و جایگاه مهمی برخوردار است و زیبایی این مراسم این است که مردم آن را با آداب و رسوم خود زینت بخشیده و آن را به ماهی شگفتانگیز تبدیل میکنند.
ماه مبارک رمضان برترین و زیباترین ماه خداوند و بهترین فرصت برای خودسازی انسان است و مردم شهرستان دشتی نیز همچون سایر نقاط کشور، در ایام ماه مبارک رمضان دارای آداب و رسومی هستند که به مرور زمان در حال فراموشی است.
شب اول ماه مبارک رمضان، اهالی شهرستان دشتی برای سلامتی و برطرف شدن بلا در این ماه و آمرزش گناهان صدقه میدهند و بیان میکنند.
در قدیم در ایام سحر دو نفر از اهالی روستا، یکی فانوس به دست و دیگری یک حلب را در دست میگرفت و بهوسیله چوب بر آن میزد و پس از گذر از کوچهپسکوچههای روستا همصدا اعلام می کردند مردم بلند شوید که سحر نزدیک است.
یک نفر نیز پس از خوردن سحری به مسجد میرفت و برای بیدارکردن مردم در وقت سحر، با خواندن نیایش خاص مردم را متوجه میساخت که وقت سحری است، در آن زمان که خیلی از مساجد حتی بلندگو هم نداشتند، این فرد بالای سقف مسجد میایستاد و نیایش میکرد.
دعای مشهور سحرهای ماه مبارک رمضان با آهنگ زیبا و موزون و مضمونهای عالی و رمزگونه خود، در خور نگارشی عاشقانه است. هماهنگی و وزن و همگونیِ شکل و مـحتوای دعا بهگونهای است که حتی کسانی که با عربی آشنایی ندارند، کموبیش از نظم آهنگین و مضامین دلپذیر آن و به خاطر کـلمات آشنایی هـمچون جمال، جلال، کمال، قوّت، عزت، مشیّت با زیباییهای خاص تلفظ میکردند که مردم از آن لذت میبردند.
نیایشگر در این دعا، تنها خدا را میخواند و چیزی از او نمیخواست و فقط در این دعا با روحی مواج و عاشق که در یک مکاشفه الهی در اسـماء و صفات ذاتی و صفات افعالی خدا شـناور است و جز خدا و اسماء و صفات ذاتی و افعالی او چیزی نمیبـیند و چیزی نمیخواهد و نهتنها از حوائج روزمره دنیوی که پارهای از دعاها مشـتمل بر آن سخنی نمیرود، بـلکه درخواستها و مـقاصد کاملا معنوی است.
در بخشی از دعای سحری میخوانیم خدایا! تو را به بزرگترین عظمتت میخوانم… که هـمهاش عظیم است/ خدایا! تو را به بزرگترین نامهایت میخوانم… که همهاش بزرگ است/ خدایا! من تو را به شریفترین شرفت میخوانم… که هـمهاش شریف است./ خدایا! من تو را به هر چه که بدان پاسخم دهی، میخوانم… پس دعایم را مستجاب کن.
آن فردی که نیایش میکرد بعد از اتمام وقت سحر و چند لحظه مانده که موذن اذان صبح را بگوید مردم را از ادامه آشامیدن و خوردن غذا قبل از اذان باز میداشت.
در آن زمانها منطقه دشتی فاقد برق بود و برخی از روستائیان با استفاده از گرزهای نخل که در میان آن خارشتر میگذاشتند، حصاری در ورودی اطاقهای یک ردیف ایجاد میکردند و با ریختن آب بر روی خارشترها، آن با گرم سوزان به نسیمی خنک تبدیل میشد تا آتش تشنگی را تا حدودی برطرف کند.
به دلیل نبود لولهکشی آب، مردم آب را از آبانبارها یا چاههای محلی جهت آشامیدن و درستکردن افطاری حمل میکردند. در فصل تابستان هندوانه محلی را دریک گونی جاسازی و بهوسیله طناب آن را در درون آب چاه آویزان میکردند و ساعتی قبل از افطاری آن را از چاه بیرون کشیده تا کامی شیرین کنند.
مردم در جوی آب باغات خود، استخرهای کوچکی درست کرده و معمولا با وجود گرم بودن این آب در فصل تابستان، ملافهها را خیس میکردند و بدور خود میبستند تا شاهید از عطش و گرمای جانفرسای تابستان کاسته شود.
وقت افطاری که میرسید کمتر کسی در منزل میماند همه در مسجد حضور پیدا میکردند و گرده، نان، خرما و حلوای محلی در سفرهای بدون آلایش و رنگ و بوی خدایی پهن میشد و پس از اتمام نماز هر شب مردم مهمان یک خانواده میشدند.
در شبهای قدر خنده، خوردن تخمه و خیلی کارهایی که جنبه شوخی و جوک داشت بر مردم حرام می شد و به جای آن خواندن نمازهای فراوان برای خود و اموات در کنار ادعیه از جمله دعای جوشن کبیر و ذکر الغوث الغوث خلصنا من النار یا رب طنینافکن میشد.با هر ذکر صلوات به نیابت برآورده شدن حاجت، گره میزنند و از همان شب آن را در گردن خود میاندازند و یک نفر نیز در سطل بزرگی که پر آب آشامیدنی است تسبیح میچرخاند و در پایان دعا، مقداری آب جهت برآورده حوائج دنیوی و اخرویشان به منزل میبرند.
هنوز در برخی از روستاها این فرهنگ جریان دارد اما در بخش عظیمی از روستاهای شهرستان میرود تا این فرهنگ به فراموشی سپرده شود هرچند نیاز است دلسوزان تاریخ غنی شهرستان دشتی، فرهنگ غنی این شهرستان و به خصوص فرهنگ دینی و آیینی آن را مجدداً احیا کنند.
منبع:فارس






