آمریکا از جان چغادک چه می‌خواهد؟
آمریکا از جان چغادک چه می‌خواهد؟
ندای استان:حمله اخیر آمریکا به چغادک، تکرار تاریخ است؛ تاریخی که در آن حکومت بی‌کفایت قاجار و ارتش پوشالی پهلوی، مملکت را دو دستی تقدیم بیگانه کردند، اما غیرت تفنگچی‌های جنوب خواب را از چشم اشغالگران گرفت.

ندای استان:بیش از صد سال است که نام یک شهر کوچک در جنوب ایران، لرزه بر اندام متجاوزان می‌اندازد. از نبرد حماسی با انگلیسی‌ها در ضعف قاجار تا رسوایی ارتش پهلوی.نام این خاک با ایستادگی گره خورده است؛ فرقی نمی‌کند سال ۱۲۹۵ ش باشد و غرش توپ‌های متفقین به گوش برسد، یا سال ۱۴۰۵ ش و هجوم مدرن هواگردهای آمریکایی. جغرافیای کوچک «چغادک» در میانه جاده بوشهر به برازجان، بیش از یک قرن است که به عنوان دروازه استقامت جنوب، بار سنگین هجوم بیگانگان را بر دوش می‌کشد. خطی ممتد از تجاوز و مقاومت که از جنگ جهانی اول آغاز شده و تا به امروز ادامه دارد؛ آن زمانی که شاهان و رژیم‌های بی‌عرضه که مملکت را تسلیم بیگانگان کردند، مردمی غیور که جور حکومت‌های ناتوان خود را کشیدند و بار دفاع از وطن را به تنهایی بر دوش کشیدند.
با آغاز جنگ جهانی اول در سال ۱۹۱۴ میلادی، کرانه‌های شمالی خلیج فارس و به ویژه بوشهر، به بهانه حفظ امنیتِ «راه شاهی» به اشغال نظامی انگلستان درآمد. در این میان، با وجود اعلام بی‌طرفیِ احمدشاه قاجار و دربار او چنان در ضعف و وابستگی غرق بودند که انگلیس استعمارگر در غیاب مجلسی که وجود نداشت، قرارداد ننگین ۱۹۱۹ را به دولت وثوق‌الدوله تحمیل کرد تا ایران را رسماً تحت‌الحمایه خود کند.
کالدول، سفیر وقت آمریکا در ایران، در توصیف حامیان این معاهده ننگین به صراحت می‌نویسد: «تنها حامیان موافقت‌نامه که شامل دربار، رئیس‌الوزرا و وزیر امور خارجه می‌شد، کسانی بودند که از انگلیسی‌ها رشوه دریافت کرده بودند.» در اوج بی‌کفایتی رژیم قاجار که توان محافظت از خاک کشور را نداشت و حتی حاکم وقت بنادر، احمدخان دریابیگی را به کارگزار و همراه سیاست‌های انگلیس تبدیل کرده بود،
این بارِ غیرت مردم محلی بود که جور حکومت قاجار را کشید. بوشهر به پایگاه تدارکاتی انگلیسی‌ها تبدیل شد و آن‌ها تصمیم گرفتند برای سرعت بخشیدن به انتقال قوا، خط راه آهن سبکی را از بوشهر تا برازجان احداث کنند.
این اقدام خودسرانه که استقلال مملکت را مخدوش می‌کرد، با اعتراض سرسختانه سران مجاهدین جنوب روبه‌رو شد و بریتانیا با تهاجم همه‌جانبه نظامی به آن پاسخ داد.
بدین ترتیب، در سپتامبر ۱۹۱۸ میلادی، نبرد تاریخی «سربست چغادک» شکل گرفت. در حالی که حکومت مرکزی در خواب غفلت و ذلت بود، زایر خضرخان اهرمی (به نام امیر اسلام نیز شناخته می‌شود) و شیخ حسین‌خان چاه‌کوتاهی (سالار اسلام) با تفنگچی‌های با عرضه و جان‌برکف خود در بست چغادک سنگر گرفتند و در برابر ارتش مکانیزه و تا بن دندان مسلح انگلیسی صف‌آرایی کردند. هرچند آتش سنگین توپخانه دشمن، آرایش مجاهدین را برهم زد و نبرد با عقب‌نشینی آنان پایان یافت،
اما این آغاز راه بود. انگلیسی‌ها گرچه بعدتر با تشکیل «پلیس جنوب» و هدایت کودتای ۱۲۹۹ و روی کار آوردن رضاخان قزاق تلاش کردند منافع خود را تثبیت کنند، اما شبیخون‌های مداوم یاران زایر خضرخان و غضنفرالسلطنه برازجانی در کوه‌های خائیز، هرگز نگذاشت آب خوش از گلوی اشغالگران پایین برود.با روی کار آمدن رژیم پهلوی و سقوط قاجار، رضاخان پهلوی با ادعای ساختن ارتشی مدرن، به جای مقابله با بیگانگان، به جان اقوام و مبارزان غیور محلی افتاد تا خیالش از بابت هرگونه شورش مردمی راحت شود؛ سیاستی خائنانه که به ترور غضنفرالسلطنه برازجانی در سال ۱۳۰۸ منجر شد.
بی‌عرضگی و پوشالی بودن این رژیم دیکتاتوری در شهریور ۱۳۲۰ و با آغاز جنگ جهانی دوم عیان شد. رژیم رضاخان پهلوی نیز اعلام بی‌طرفی کرد، اما ارتش او طی چند روز در برابر متفقین فروپاشید و کشور به اشغال دشمن درآمد. رژیم پهلوی با حذف فیزیکی خوانین و مبارزان غیور، اراده مقاومت را در مردم خشک کرده بود و در نهایت، رضاخان بدون حتی یک روز ایستادگی، توسط همان انگلیسی‌ها سوار بر کشتی و به جزیره موریس تبعید شد.
این تجربه تاریخی ثابت کرد رژیم‌های وابسته و ارتش‌های کلاسیکِ بدون اتکا به مردم، در روز حادثه چقدر ناتوانند.با این حال، روحیه با عرضه مقاومت مردمی نمرده بود؛ این اراده ملی بعدها خود را در قاب مخالفت‌های آیت‌الله مدرس با ریشه‌های استعمار نشان داد؛ مردی که در مجلس پنجم با افتخار در خصوص برچیدن ریشه‌های استعمار و پلیس جنوب گفت: «من خود را مکلف می‌دانستم با کسی که این قرارداد را بست، جنگ کنم… کمر بستم و خدا هم قدرت داد و به کمک ملت… معامله‌ فضولی را به هم زدیم…آن ریشه‌ها، آن جزئیات، آن پلیس جنوب و آن مستشار مارپیچ و هرچه دیگر بود، نگذاردیم اثری ازش باقی بماند.»
این فریاد ایستادگی سال‌ها بعد در جریان نهضت ملی شدن صنعت نفت با کلام آیت‌الله کاشانی در صحرای دولاب طنین‌انداز شد: «ملت مسلمان ایران تا قطع کامل ایادی استعمار انگلستان و استیفای حقیقی و جدی حقوق ملت ایران از شرکت غاصب نفت جنوب به مبارزه سرسختانه خود ادامه داده و در راه تحقق بخشیدن به این هدف مقدس مذهبی و ملی از هیچگونه فداکاری خودداری نخواهند کرد.» همین مردم در جنگ تحمیلی هشت ساله هم باعث شدند که پای هیچ بیگانه‌ای به نزدیکی چغادک هم نرسد.امروز، پس از گذشت بیش از یک قرن، بار دیگر نام چغادک در صدر اخبار جنگ قرار گرفته است. تجاوز نظامی اخیر آمریکا به این منطقه، حلقه‌ای جدید از همان زنجیره کهنه خباثت غربی است. شکل جنگ در امروز به‌کلی تغییر کرده اما یک حقیقت تاریخی از دوران قاجار و پهلوی تا به امروز ثابت مانده است: سرنوشت یک سرزمین را سلاح‌های مدرن تعیین نمی‌کنند، بلکه این پیوند عمیق مردم با خاک است که به یک جغرافیا هویت می‌دهد. چغادک همچنان همان حافظه زنده ایستادن و معنا دادن به مفهوم وطن است؛ خاکی که فرزندانش هرگز راه تسلیم در برابر بیگانه را نیاموخته‌اند.
منابع:۱.کتاب «جنگ جهانی اول در جنوب ایران» کاوه بیات
۲.کتاب «عملیات در ایران» از جیمز مابرلی
۳.کتاب «خاطرات و خطرات» از مهدی قلی هدایت
Visited 43 times, 45 visit(s) today
  • منبع خبر : فارس