وقتی وجدان، قاضی را به میان مردم کشاند/ شبی متفاوت در ترمینال بوشهر
وقتی وجدان، قاضی را به میان مردم کشاند/ شبی متفاوت در ترمینال بوشهر
ندای استان:شاید انتظار می‌رفت مانند بسیاری از موارد، موضوع به یک تماس با مسئولان مربوطه یا ارجاع به دستگاه دیگری ختم شود اما فقط ۱۵ دقیقه بعد اتفاق دیگری افتاد.

به گزارش ندای استان،مهرداد جشنی پور: در نیمه‌شب گذشته ترمینال مسافربری بوشهر میزبان حدود ۴۰ مسافر از زن و کودک تا سالمند بود که خسته، درمانده و سرگردان در گرما و رطوبت بسیار بالای این شب های بندر در گوشه و کنار ترمینال و حیاط آن نشسته بودند که اعتراض بخشی از آنها توجهم را جلب کرد.

 

این مسافران اعضای یک کاروان زیارتی کربلا بودند که پس از بازگشت از عراق و ورود به ایران در مسیر بازگشت به بندرعباس گرفتار زنجیره‌ای از معطلی، جابه‌جایی و بی‌سامانی شده و در ادامه به جای رسیدن به مقصد، سر از بوشهر درآورده بودند بی‌آنکه اتوبوسی برای ادامه مسیر در اختیارشان قرار گیرد.

 

به عنوان یک شهروند که برای ارسال بسته ای به ترمینال رفته بودم با دیدن این صحنه نتوانستم از کنار آن بگذرم و موظف به پیگیری موضوع شدم. ساعت ۱۲:۱۵ شب بود که با دکتر مهدی مهرانگیز رئیس کل دادگستری استان بوشهر تماس گرفته و ماجرا را برایش توضیح دادم.

 

شاید انتظار می‌رفت مانند بسیاری از موارد، موضوع به یک تماس با مسئولان مربوطه یا ارجاع به دستگاه دیگری ختم شود اما فقط ۱۵ دقیقه بعد اتفاق دیگری افتاد.

 

ساعت ۱۲:۳۰ شب خودروی رئیس کل دادگستری استان بوشهر وارد ترمینال شد ومهرانگیز شخصا آمده بود.

 

نکته اساسی این که در مسئولیت رئیس کل دادگستری استان بوشهر این موضوع دیده نشده است چرا که وی نه متولی حمل‌ونقل مسافران است و نه دستگاه قضایی مسئول مستقیم جابه‌جایی یک کاروان زیارتی اما دیشب مهرانگیز تصمیم گرفت به جای اینکه فقط مسئولیت قانونی خود را ببیند، وجدانش را قاضی کرد.

 

او می‌توانست بگوید این موضوع به من ارتباطی ندارد و یا در بهترین شرایط، تلفنی موضوع را به دستگاه دیگری ارجاع دهد و در حالی که خسته و کوفته از ماموریت برگشته بود دمی استراحت کند اما آمد و تا ساعت ۳:۱۰ دقیقه بامداد در ترمینال ماند.

 

ابتدا معترضین را دعوت به آرامش کرد و سپس تلفن پشت تلفن، تماس پشت تماس و پیگیری پشت پیگیری.

 

هر جا که احتمال می‌داد اتوبوسی پیدا شود تماس گرفت. دنبال راه و چاره گشت برای گروهی که ساعت‌ها در راه بودند، برای زنانی که کودکان خردسال همراهشان بود و برای سالمندانی که دیگر توان تحمل ساعت‌ها سرگردانی را نداشتند و سرانجام پیگیری‌ها نتیجه داد.

 

یک دستگاه اتوبوس برای انتقال این مسافران به بندرعباس در ساعت هشت صبح هماهنگ شد اما ماجرا به همین‌جا ختم نشد برای اینکه این خانواده‌ها و مسافران تا صبح در ترمینال سرگردان نمانند هماهنگی لازم برای انتقال آنان به یک مرکز اقامتی انجام شد تا شب را در محلی مناسب استراحت کنند، پذیرایی شوند و صبح با رسیدن اتوبوس راهی بندرعباس شوند.

 

همه اینها در شرایطی اتفاق افتاد که رئیس کل دادگستری استان بوشهر تازه از مأموریت بازگشته بود اما خستگی مانعش برای یک ماموریت انسان دوستانه نشد.

 

شاید عنوانش «رئیس کل دادگستری» باشد اما دیشب پیش از هر عنوانی یک انسان بود انسانی که وقتی با زن و کودک و سالمندی گرفتار مواجه شد نتوانست بی‌تفاوت از کنار ماجرا عبور کند.

 

این روایت، دفاع از یک مدیر یا تعریف از یک مسئول نیست بلکه چیزی است که من شخصا نه به عنوان یک خبرنگار بلکه یک شهروند در آن شب دیدم.

 

دیدم مدیری که هیچ مسئولیت مستقیمی در قبال جابه‌جایی این مسافران نداشت اما وقتی با گرفتاری مردم مواجه شد خودش را مسئول دانست.دیدم کسی که می‌توانست بگوید «به من مربوط نیست» اما گفت: «باید این مشکل حل شود.»

 

و شاید این همان چیزی باشد که جامعه امروز بیش از هر چیز به آن نیاز دارد به مسئولانی که فقط به اندازه شرح وظایف اداری‌شان احساس مسئولیت نکنند بلکه گاهی وجدانشان را قاضی کنند.

 

دیشب در ترمینال بوشهر حدود ۴۰ مسافر چشم‌انتظار یک اتوبوس بودند و یک مدیر نزدیک سه ساعت کنارشان ماند تا بالاخره راهی برای رفتنشان پیدا شود.

 

گاهی یک مسئولیت در حکم نوشته نمی‌شود در وجدان آدم حک می‌شود و ای کاش همه مسئولان ما اینچنین باشند.

Visited 6 times, 6 visit(s) today
  • منبع خبر : شوک